السيد هاشم الناجي الموسوي الجزائري ( مترجم : مؤلف )
138
حمايت از حيوانات در اسلام ( فارسى )
نبايدهاى مربوط به رفتار با شتر اجحاف و جفاكارى به شتر 130 - جابر گفت : روزى شترى بنزد پيامبر صلى الله عليه و آله آمد و داد و فرياد كرد . حضرت فرمود : اين شتر از صاحب خود شكايت مىكند و از من كمك مىطلبد . و ادّعا مىكند كه سالها براى صاحب خود در امر كشاورزى كار كرده است . و حال كه كهنسال و ضعيف و نحيف شده است صاحبش قصد دارد آن را نحر « 1 » نمايد . - اى جابر - بنزد صاحب اين شتر برو و او را پيش من بياور . جابر گفت : من او را نمىشناسم . پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : اين شتر تو را راهنمايى مىكند . جابر گفت : من به دنبال شتر راه افتادم تا به قبيلهء بنى حطيمه رسيدم . وقتى به آنجا رسيدم گفتم : صاحب اين شتر كيست ؟ گفتند : فلان شخص . سپس من به نزدش رفتم و به او گفتم : پيامبر صلى الله عليه و آله تو را خواسته است . آنگاه با هم بنزد پيامبر صلى الله عليه و آله آمديم . حضرت به او فرمود : اين شتر ادعا مىكند كه مدت زمانى در امر كشاورزى برايت كار كرده است . و اينك كه بدستات ضعيف و ناتوان شده و كرك آن ريخته و پير گشته است تو قصد دارى كه آن را نحر نمايى و گوشت آن را به فروش برسانى . آن مرد گفت : قسم به خداوندى - كه تو را مبعوث كرده - چنين است كه اين شتر مىگويد .
--> ( 1 ) - يعنى : ذبح كند .